انقلاب، در لغت بهمعنای از صورتی بهصورتی در آمدن و دگرگون شدن است (۱) و درفرهنگ سیاسی با بیانهای مختلف تعریف شده:
دگرگونی بنیادین و
ریشهای در ارزشها و باورها و ایدئولوژی و نگرشها و اسطورههای مسلط بر
جامعه و نهادهای سیاسی، ساختارهای اجتماعی، کار کردهای دولت، رهبری و
نخبگان در دولت. دگرگونی رادیکال در سازمان سیاسی و رهبری کشور، بازسازی
دوباره ساختارهای اجتماعی، دگرگونی شتابان در مناسبات اقتصادی، تغییر
ناگهانی در بنیان مشروعیت و ایدئولوژی حاکم، دگرگونی رادیکال و خشونتآمیز
در عرصه نهادهای سیاسی، ساختارهای اجتماعی، ایدئولوژی حاکم، مناسبات مالکیت
و...
ازدیدگاه مارکس و انگلس هم انقلاب، تحول دورههای تاریخی بر اساس شیوه تولید مسلط و انتقال از یک دوران به دوران بعدی است
.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر