۴دهه بعد از سرقت انقلاب ضدسلطنتی مردم ایران توسط نظام قرونوسطایی ولایتفقیه، بحرانهای مرگباری که زیستبوم ایران را از هر سو احاطه کرده است نه تنها سمت و سوی کاهش و تخفیف ندارد بلکه هر روز ابعاد عمیقتر و فاجعهبارتری به خود میگیرد تا آنجا که تمامی مرزهای ممکن در تخیل انسانی را هم درنوردیده است.
پیامدهای عمیق این بحرانهای زیستمحیطی که به خشک شدن زنجیرهای دریاچهها، تالابها، رودخانهها و همچنین از بین رفتن بخش اعظمی از منابع آبهای زیرزمینی کشور راه برده است اکنون چهره کریه خود را در تخریب گسترده جنگلهای تاریخی میهنمان به نمایش گذاشته است.
در این باره رسانههای حکومتی تحت عنوان تاراج جنگلهای مازندران ضمن اعتراف به تخریب نیمی از جنگلهای کشور با وقاحت تمام مینویسند: «طبیعت در گوشهگوشه کشور به تاراج رفته است. با گشتی در شمال کشور میتوان به این امر اذعان داشت. در سالهای اخیر در این خطه با پدیدههای کوهخواری، دریاخواری، جنگلخواری و... روبهرو بودیم. در واقع این مسأله محیطزیست کشور را فلج کرده است». (سایت حکومتی سلامت نیوز ۷آبانماه ۹۷)
در یک اعتراف دیگر خبرگزاری حکومتی ایسنا ۲۱آبانماه ۹۷ پس از اقرار به اینکه «در حال حاضر ۴۲درصد از جنگلهای شمال در معرض نابودی است» بهنقل از یک کارگزار حکومتی اینگونه اعتراف مینماید: «همان نشانههایی که طی ۳۰سال گذشته منجر به نابودی جنگلهای زاگرس شد، امروزه در جنگلهای شمال مشاهده میشود و اگر این روند ادامه یابد تا ۳۰سال آینده جنگلی نداریم... دستبردهایی که به طبیعت وارد شده، چنان مرگومیر ایجاد کرده که طی ۵ تا ۶سال اخیر شاهد مرگ میلیونها درخت در شمال کشور بودیم. گاها ۴ تا ۵برابر ظرفیتهای اکوسیستمی از منابع چوبی جنگلها بهرهبرداری کردهایم که همین امر سبب کاهش و سیر قهقهرایی طلای سبز در شمال کشور شده است».
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر